جدیدترین‌ها
خانه / عصر جمعه / چگونه ویدئوی بهتری برای بلاگمان بسازیم؟
چگونه ویدئوی بهتری برای بلاگمان بسازیم؟

چگونه ویدئوی بهتری برای بلاگمان بسازیم؟

فوتون، رضا بهرامی‌نژاد: دوست خوبم امیر مهرانی بسیار به بلاگش اهمیت می دهد و هر روز به فکر بهبود و گسترش آن است. همیشه می توانید در بلاگ او مطالب مفیدی درباره بهبود کسب و کار در دنیای امروز بیابید و یا دغدغه های او را درباره خلاقیت و مدیریت دنبال کنید. او جدیدا ویدئویی ساده برای بلاگش ساخته که در آن به معرفی کتاب «رهبر سیصد و شصت درجه» می پردازد. دیدن این تلاش او مرا گرم کرد که این یادداشت را برای کمک به کسانی مانند او بنویسم که مایلند ویدئوهایی بسیار ساده از خودشان بسازند. پیش فرضم این بوده که مانند امیر بلدید با نرم افزارهای ضبط و مونتاژ کار کنید. سعی کرده ام تا جایی که می شود یادداشتی کاربردی و ساده باشد.

جسارت داشته باشید
از ساختن ویدئو نهراسید. بسیاری از بلاگ ها در سرتاسر جهان از این رسانه بهره می برند اما در ایران، ما این کار را بسیار سخت تصور می کنیم. امروزه با کمک دوربین های دیجیتال، هر کسی می تواند تصویری نسبتا خوب از هر چیزی و در هر مکانی ضبط کند. پس شجاع باشید و خودتان را عرضه کنید. یادتان باشد که شما دارید «ویدئو» می سازید و «فیلم» خلق نمی کنید. پس مطمئن باشید کسی شما را با کیارستمی مقایسه نخواهد کرد. نقطه قوت کار شما در گرو محتوی ایی است که ارائه می دهید و نه تکنیکهای سینمایی.

دوربین را کجا باید گذاشت؟
دوربین را درست روبروی چشمتان بگذارید. این زاویه «آی لول» خوانده می شود و زاویه ای نرمال است که بیشترین کاربرد را در فیلم ها و سریال ها نیز دارد. اگر دوربین را پایین تر و یا بالاتر از این زاویه بگیرید، پرسپکتیو صورت و بدنتان به هم می ریزد. بهترین زاویه برای برقراری یک ارتباط ساده، همین زاویه است. ممکن است در فیلم ها برای رساندن مفاهیم و احساسات متفاوت از زاویه های غیر متعارفی استفاده شود اما شما نیز مانند مجری های اخبار نیازی به آن زوایا ندارید. در ضمن صورت تان را به دوربین خیلی نزدیک نکنید. این کار نیز باعث می شود پرسپکتیو صورتتان به هم بریزد. نکته دیگر اینکه خودتان را خیلی گوشه کادر نیاندازید.

کمی لبخند بد نیست!
از دوربین نترسید و راحت باشید. برای رسیدن به صورتی راحت و گفتاری معمولی و روان، بهتر است از برداشت های اولتان استفاده نکنید. چون احتمالا هنوز گرم نشده اید و صورت تان کمی خشک است. کمی لبخند، ارتباط تان را صمیمی تر می کند. برای اینکه جلوی دوربین راحت باشید هیچ راه حلی وجود ندارد جز اینکه با تکرار، این مهارت را بیابید. در ضمن یادتان باشد که چند تا تپق چیزی نیست که ماجرا را خراب کند. یادتان باشد دیگران نیز می دانند که شما مجری و یا گوینده حرفه ای نیستید.

نور؟
کافی است در شرایطی ویدئو را ضبط کنید که اتاق تان نوری کافی و نرمال داشته باشد. تمام دوربین های دیجیتال خانگی قدرت نورگیری بسیار مناسبی دارند. تنها کافیست مراقب باشید که نور هیچ چراغی مستقیما توی لنز دوربین نیافتد. این کار باعث می شود تصویرتان کمی افت کند.

صدا؟
صدای اکثر دوربینهای دیجیتال خانگی برای کاری که شما می خواهید بکنید مناسبند. اما مراقب باشید که «هام» محیط خیلی بالا نباشد. هام محیط همان صداهای زیرزمینه ای هستند که در تمام محیط ها وجود دارند. طبعا هام اتاقی که پنکه در آن روشن است و یا پنجره ی ای باز دارد، بالاتر از اتاق های ساکت دیگر است. پس اگر می توانید و امکانش هست، سر و صدای اجسام اضافه را بگیرید. اگر پنجره بزرگی در اتاق تان دارید که رو به خیابان شلوغی است، علاوه بر اینکه پنجره را می بندید، دوربین را پشت به آن پنجره بگذارید تا میکروفون دوربین مستقیما رو به آن نباشد، این کار تا حد زیادی صداهای مزاحم را پایین می آورد. در ضمن اگر از موسیقی استفاده می کنید، خیلی به این دقت کنید که درجه و لول صدای موسیقی بالاتر از صدای خودتان نباشد. موسیقی پس زمینه گفتارتان را شلوغ و پر سر و صدا انتخاب نکنید.

کات بکن لعنتی!
لازم نیست تمام مطلبی را که می خواهید بگویید، یک نفس و بدون قطع ضبط کنید. مثلا اگر یک دقیقه صحبت کرده اید و بعد ناگهان جمله اشتباهی گفتید اصلا نیازی نیست که همه چیز را از نو انجام دهید. خیلی راحت عملیات ضبط را متوقف کنید، به برداشت تان نگاه کنید و ببینید که تا کجای کار را درست رفته اید و از همانجا به بعد دوباره شروع کنید. هنگام ادیت کردن به راحتی این دو نما را می توانید به هم وصل کنید. تنها اتفاقی که می افتد این است که هنگامی که فیلم به آن لحظه می رسد یک پرش کوچک احساس می شود که هیچ ایرادی ندارد. به این شکل کات کردن می گویند «جامپ کات». خیلی از فیلم های مستند حرفه ای از این تکنیک برای کوتاه کردن مصاحبه ها بهره می برند.

اهمیت تصاویر میانی
از میان نویس ها و تصاویر میانی حتما استفاده کنید. مثلا اگر مشغول آموزش قسمتی از یک نرم افزار به بیننده هستید، بگذارید او به جز صورت شما، جزئیات را هم ببیند. پس یک نمای دیتیل از همان گوشه ای که دارید توضیحش را می دهید نشان اش دهید. در سینما به این نمای توضیحی می گویند «اینسرت». مثلا اگر در لحظه ای حساس قهرمان دارد دری را به سختی باز می کند، یک نمای اینسرت از دستگیره خراب در به تماشاگر نشان می دهند تا او نیز ماجرا را کاملا درک کند. شما نیز باید همینگونه هوای مخاطبتان را داشته باشید و هر جا که لازم شد اطلاعات اضافه را نشانش دهید. در ضمن بد نیست اگر که بحث تان چند قسمت مختلف دارد، برای هر کدام از آنها یک تایتل و یا میان نویس بگذارید. درست مانند تیترهای همین مطلب. میان نویس ها را در بک گراند ساده سیاه و یا سفید بگذارید.

حرکت!
به همین سادگی شما صاحب یک ویدئو شدید. برای آن تیتراژ بگذارید و اسم بلاگتان را در شروع و پایان اش حک کنید. حالا به همه پزش را بدهید و از نظرات دیگران لذت ببرید. اما اگر مایلید در این زمینه حرفه ای تر عمل کنید باید به کتابها و مقالات و یا کلاس های متنوعی که در این زمینه وجود دارند رجوع کنید. تمام این مباحث تا بی نهایت پر از پیچیدگی و جزئیات اند. اما خیالتان راحت باشد که با همین چند فن ساده ای هم که برایتان گفتم به راحتی می توانید مخاطب را ضربه کنید. در پایان مایلم بگویم لطفا این نکته که دارد کم کم بدیهی می شود را از یاد نبرید : اینکه همه ی ما امروز رسانه ای داریم دقیقا و دقیقا یک معجزه است.

درباره‌ photonadmin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


نُه + 3 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>